اندك اندك

مي تونيد موافق نباشيد ولي من فكر ميكنم روزي كه بلاخره مشكلات سياسي ايران به نفع هر فرقه و گروهي حل بشه تازه اون مشكلاتي كه ديده نميشدن يواش يواش به چشم ميان. مثلا” بايد هر چه خونه و خيابون ساخته شده همه رو از نو ساخت، چون هر چه ساخته شده باسمه اي بوده. فاتحه طبيعت هم كه خونده شده و احتمالا” بايد گنجشك هم وارد كنيم. حالا طبيعت پيشكش، با اين فرهنگ اجتماعي درهم ريختمون چه كنيم؟ چطور ميشه وظيفه شناسي رو ترويج كرد در حالي كه همين الان هم خودمون از شنيدنش خنده مون ميگيره. من معمولا” يك راننده اي رو توي خط ونك مي ديدم كه براي جريمه نشدن بخاطر كمربند ايمني يك چيزي از همون كمربند درست كرده بود كه كجكي مثل حمايل مي انداختش دور گردن وشكمش. به هيچ جايي هم وصل نبود. از ماشين كه پياده مي شد كمربندش هم به گردنش آويزون بود. اين تازه خنده دارش بود گريه آوراش بيشترن.
من روزي نيست كه توي استراليا از خودم نپرسم آخه ما چي از اينا كمتر داريم و هر بار مي بينم كم كه نداريم زيادي هم داريم. باور كنيد دارم به اين نتيجه ميرسم كه ما از زياد داشتننه كه گرفتاري داريم. يك روزنامه نگاري استراليايي به من مي گفت احتمالا” توي خونه ي هر ايراني رو كه يك متر گود كنن به نفت مي رسن، بهش گفتم همينه كه بدبختمون كرده.

نظرات

پست‌های پرطرفدار