نقشه برداری
برای اون هايي که به مستند سازی های علمي برای تلويزيون علاقه دارند اسم "ژاک ايو کوئستو" و کشتي "کاليپسو" بايد آشنا باشه. يک کمي قديم ترها تلويزيون ايران تقريبأ هر هفته چپ و راست چند تا فيلم مستند از همين مدل هايي که در ايران به اسم راز بقا شناخته مي شه و از جمله از مستند های کوئستو پخش مي کرد. از فرط پخش زياد اصلأ همه از ديدن پرنده های در حال پرواز به خصوص فلامينگوها يا حيات وحش بيزار شده بودند. تلويزيون بعد از انقلاب هم که چيزی برای پر کردن وقتش نداشت ديگه همين طور راز بقا پخش مي کرد از صبح تا شب. به نظرم ريشه ی مستند سازی در ايران را همين پخش کردن های فله ای راز بقا خشکاند. اما به هر حال ارزش های کوئستو سر جاش موند منتها در خارج از ايران و کم کم يک بنياد بين المللي به اسم کوئستو شکل گرفت و حالا بعد از مرگ کوئستو در سال 1997، پسرش اون بنياد علمي را اداره مي کنه. يک جايزه ی بزرگ هم به اسم جايزه ی کوئستو هر سال به بهترين آثار مستند درباره دريا و آبزيان داده مي شه که در نوع خودش بسيار معتبره و يونسکو از اون حمايت معنوی مي کنه
فکر مي کنم سال 2001 بود که يک پروژه ی بين المللي بعهده ی بنياد کوئستو گذاشته شد که عبارت بود از نقشه برداری از ذخاير جانوری دريای خزر. يک تيم مفصل از آدم های متخصص و تجهيزات وارد خزر شد و تقريبأ همه جای خزر را نقشه برداری کردن الا بخش ايران. همون وقت يکي از اهل محيط زيست در دانشگاه به من خبر داد که ببين مي توني از طريق مطبوعات اين زعمای جمهوری اسلامي را با خبر کني که اين فرصت از دست نره؟ من هم در چند تا از روزنامه ها موضوع رو نوشتم اما آب از آب تکون نخورد و خلاصه در کمال حسرت و ناباوری اين ها بعد از يک هفته توقف در آب های ايران راهشون رو کشيدن و رفتند
چندی بعدش که من در افريقا بودم برای کنفرانس جهاني توسعه ی پايدار يک روز پسر کوئستو، ژان ميشل، به مناسبت جايزه ی کوئستو آمد به دفتر کاری ما در سازمان ملل. ديدم وقت خوبيه ازش بپرسم واقعأ داستان اون نقشه برداری چي بود. بعد از معرفي خودم گفتم راست بوده که شما يک هفته ای توی آب های ايران منتظر اجازه ی کار بوديد وبعد هم دست خالي رفتيد؟ گفت بله از بس معلوم نشد بايد از کي اجازه بگيريم هر چه منتظر شديم فقط ما را پاس دادن به ادارات مختلف بعد هم ديديم نمي شه بيشتر صبر کنيم و رفتيم. ديدم اين بيچاره ها حق دارن، ما که با همين اداره ای های خودمون فارسي حرف مي زنيم به هزار قسم و آيه برای يک مهر يا امضاء به نتيجه نمي رسيم از اين ها چه توقعي مي شه داشت؟
بعد که برگشتم ايران کنجکاو شدم ببينم اگر يک کار مشابهي بخواد انجام بشه اون مادر مرده ها بايد از چند جا اجازه بگيرن؟ يک فهرست طولاني از آب دراومد شامل: سازمان محيط زيست، سازمان بنادر و کشتيراني، نيروی دريايي های سپاه و ارتش، شيلات ايران، حتمأ تشکيلات امنيتي کشور، گمرک ايران (برای ورود و خروج ابزارهای نقشه برداری به آب های ايران). هر کدوم هم وابسته به يک وزارت خانه ای هستند. احتمالأ فقط هيئت های شنا و شيرجه ی استان های گيلان و مازندران از قافله عقب مي موندن که اون ها هم با دو تا راهپيمايي بلاخره خودشون رو اين وسط جا مي دادند. ديدم بابا حق داشتن. ما خيلي که بخوايم اين جور کارهامون پيش بره بايد بريم از همين سازمان ها و ادارات مربوط و نامربوط نقشه برداری کنيم بلکه تکليف خودمون معلوم بشه

نظرات

پست‌های پرطرفدار