ما و حکومت، با هم
مطمئن نيستم با حرفم موافق باشيد اما به هر حال تعامل آزاد در وبلاگ يک حسنش اين است که مي شود نوشت و خواند ونظر داد، بدون دست به يقه شدن فيزيکي. مي خواهم از همين تعامل استفاده کنم و سفر حسين درخشان را به اسرائيل يک نوع ديگری نگاه کنم
همه ی ما آدم ها بلاخره دوست داريم از کاری که مي کنيم نتيجه بگيريم. بنا نيست که نتيجه ی شخصي ی که مي گيريم باب طبع همه باشد. دنيای به اين بزرگي و اين همه سليقه، بلاخره هر سلامي با يک عليک جواب داده مي شود، حسين هم دارد مي گويد چه فکری دارد و ممکن است بعضي ها خوششان بيايد و بعضي ها نه. خوب البته لحن حسين مي تواند هر عليک گويي را بتاراند و در اين شکي نيست اما نقب زدنش در همه چيز و همه جا لااقل جالب که هست
ببينيد، در تمام اين سال های گذشته هر ورزشکار مادر مرده ای که جان کنده و به جايي رسيده و بعد از رد شدن از هزار رفيق بازی و باند بازی مرسوم در ورزش ايران به يک مسابقه ی جهاني رفته به محض روبرو شدن با يک حريف اسرائيلي به فرمان ديگران و به اسم خود بيچاره اش مجبور شده با تمام قدرت و آمادگي از زمين مسابقه بيايد بيرون. يعني جمهوری اسلامي حاضر به شناسايي و تره خورد کردن برای اسرائيل نيست و يک ورزشکار بيچاره بايد تاوانش را بدهد. من مي خواهم همانطوری که احمدی نژاد درباره ی اسرائيل به اروپايي ها راه حل نشان داد به او راه حل نشان بدهم، فعلأ او رئيس جمهور است و بايد جواب بدهد. ورزشکار ايراني را از مسابقه دادن با اسرائيلي ها منع مي کنيد اما اسرائيل در سازمان ملل نمايندگي دارد و جمهوری اسلامي هم همانجا دفتر دارد و سازمان ملل را رها نمي کند، خوب چه معني دارد که ورزشکار ايراني نبايد در محلي باشد که يک اسرائيلي هست اما حکومت در جايي که اسرائيلي ها هستند مي تواند بماند و موجوديتش را به عنوان عضوی از سازمان ملل بپذيرد و دفتر و دستک هم داشته باشد؟ اين کجايش منطقي است؟
نمي شود که شما فرمان بدهيد ديگران بارکشي کنند که! اصلأ اگر آن ورزشکار به رگ غيرتش خورد که مي تواند حريف اسرائيلي را شکست بدهد چه؟ اين چه قهرماني از تويش در مي آيد که بلاخره روی اين کره ی زمين يک نفر مي گويد من بهترم اما نتواند بهتر بودنش را ثابت کند؟
خوب حسين درخشان رفته به اسرائيل، جمهوری اسلامي هم سال هاست در همان ساختماني که اسرائيلي ها دفتر دارند مستقرند، کاملأ شبيه به هم، خوب چرا اهل حکومت من باب اعتراضي که دارند به موجوديت اسرائيل سازمان ملل را ترک نمي کنند که بشود نتيجه گرفت که حسين هم بي جا کرده رفته اسرائيل؟ در تمام مراسم رسمي در کشورهای ديگر همه ی سفرای خارجي را با هم دعوت مي کنند به مراسم. سفير ايران هم مي رود، سفير اسرائيل هم مي رود. خوب آنجا هم دستور بدهند سفير ايران امتناع کند از حضور که اقلأ همه ی گرفتاری ها نصيب آن ورزشکار و آدم های معمولي نشود
منظورم اين است که اتفاقأ حسين درخشان اگر به هر دليلي مورد قبول آدم ها نيست اما کارش درست انگشت گذاشتن روی همان نقطه ی سوال برانگيزی است که جمهوری اسلامي جوابي برايش نداشته که اقلأ همه مان را به رضايت ترغيب به انجام دادنش کند. واقعأ کدام از ما وقتي ورزشکاری يا ورزشکاراني نتوانسته اند با حريفان اسرائيلي مسابقه بدهند دلمان نسوخته که ورزشکار ما مي توانست به راحتي حريفش را شکست بدهد؟ به نظر من مادامي که ورزشکاران ما با مسابقه ندادنشان بايد موجوديت اسرائيل را نفي کنند جمهوری اسلامي هم بايد دفتر نمايندگي اش را در سازمان ملل تعطيل کند که نشان بدهد حاضر نيست در جايي باشد که مجبور به قبول موجوديت اسرائيل است. نمي شود مسافرت حسين درخشان به اسرائيل را جور ديگری هم نگاه کرد؟

نظرات

پست‌های پرطرفدار