مگر فرقي هم مي کند؟
چند وقت پيش برای يک کار اداری در دانشگاه به يکي از بخش های اداری مراجعه کردم. مشکلم را که گفتم گفتند بايد بروی پيش خانمي به نام" ويکي تولستوف". اتاقش را نشانم دادند و رفتم. روی در اتاق هم اسم آن خانم به انگليسي نوشته شده بود. در زدم و رفتم تو و مشکلم را گفتم. خيلي با سرعت مشکل را رفع کرد. بعد که مي خواستم تشکر کنم فکر کردم با اين اسم و فاميلي که دارد بايد اهل روسيه باشد گفتم من ادبيات روسيه را دوست دارم و خيلي هم درباره اش مطالعه دارم. گفت چه جالب پس حتمأ يک روزی بايد با هم بنشينيم و به من درباره ی ادبيات روسيه ياد بدهيد. گفتم تعارف مي کنيد من به اندازه ی شما که روس هستيد که اطلاعات ندارم. گفت نه من هم اطلاع چنداني ندارم از روسيه. گفتم اسمتان که روسي ست، پس کجايي هستيد؟ گفت ايراني ام
يک دفعه زدم به کانال فارسي که سلام حال شما چطوره و اين ها. او هم شروع کرد فارسي حرف زدن. گفت به نظرم آمد شما هم ايراني باشيد ولي خوب چيزی نگفتم
معلوم شد شوهرش روس است و اسم فاميل او را برای خودش انتخاب کرده و اسمش را هم عوض کرده به ويکي، اين جا کاملأ قانوني است که اسمتان را عوض کنيد
پرسيدم با ايراني ها رفت و آمدی داريد گفت نه اصلأ (البته من هم ندارم به جز با بر و بچه های دانشگاه). خلاصه بيست دقيقه ای با هم به زبان فارسي حرف زديم. آخرش که مي خواستم خداحافظي کنم يک حرف جالبي زد. گفت فرقي هم مي کند که کجايي باشيم، برای استراليايي ها که فرقي ندارد. کاملأ درست مي گفت. در حاليکه برای استراليايي ها که صاحبخانه هستند فرقي ندارد که خودشان يا ما کجايي هستيم و راحت با همه کنار مي آيند اما برای مهاجران چيزی شبيه به تابو هست که هر دقيقه به ديگران بفهمانند کجايي هستند. به نظر من اين همان گرفتاری است که باعث مي شود بعضي ها نتوانند با محيط جديد راه بيايند
حقيقتش من به خاطر يک اتفاق ساده تقريبأ از جمع ايراني ها خارج شدم و اساسأ راحت شدم از همه ی گرفتاری هايشان

نظرات

پست‌های پرطرفدار