آقای دکتر معين چرا غمبرک زده ای؟
نمي دانم خبرهای دنيا و حرف های اين و آن را درباره ی ايران از جنبه ی کلي و نه فقط درباره ی برنامه ی اتمي ايران در داخل ايران چطور نقل قول مي کنند و به گوش مردم مي رسانند اما هر چه که هست بنابر سوابق نبايد همه چيز را منتشر کنند. علامتش هم اين است که در ايران همه عمومأ دچار بي برنامگي سياسي هستند. از طرف ديگر خواندن خبرها و تحليل های خارجي ها خيلي هم مورد توجه نيست برای بسياری از حتي فعالان سياسي مگر اين که يک نفر خودش شخصأ وقتش را بيشتر بگذارد که ببيند خارجي های متنفذ چه مي گويند درباره ی ايران. اما اين مقدمه را نوشتم که حرف اصلي ام را بنويسم که عبارت است از اين که
گرچه من به فقدان کاريزمای کافي در شخصيت دکتر معين اعتقاد دارم و متأسفانه خودش هم هيچ تلاشي نمي کند که به هر حال کمي در حوزه ی سياست جذابيت کسب کند و باز هم متأسفانه علاقمندانش هم جز علاقه ی شخصي به او که ناشي از همنشيني با اوست هيچ تلاش ديگری نمي کنند که کانديدای سابقشان را تر و تازه در صحنه ی سياسي و جذاب تر درميان عامه نشان بدهند اما دکتر معين اگر هم برای بازار گرمي انتخابات نيامده بود اما حالا به نظر من دارد از دور ماندن در قدرت بهره مند مي شود، البته اگر دوستانش به اين چيزی که مي گويم بهره مند شدن معتقد باشند. منظورم اين است که خبرها و تحليل های خارجي و البته همراهي کاربدستان داخلي همه با هم جمع شده تا نشان بدهد گروه احمدی نژاد به عنوان آدم های سرسخت و لجوج همان هايي هستند که ايران را در تمام اين بيست و هفت سال گذشته در موضع مقابله با دنيا فرار داده اند و مي شود مثل روز روشن ديد که دارند اين گرفتاری های احمدی نژاد و دور و بری هايش را در ناتواني در اداره ی کشور و ناهماهنگي با مابقي دنيا در بوق مي کنند که حداقل ما ايراني ها هم با اين بخش از اين ناتواني موافقيم. آن آدم های زرنگ پشت پرده در ايران هم احمدی نژاد و اطرافيانش را با همين انتخاب شدنشان به عنوان اعضای دولت گذاشته اند در معرض انواع بلايايي که اگر بر سر رئيس جمهور امريکا هم مي آمد با سرشکستگي از کار کنار مي رفت. همه هم مي دانند جز معين مابقي کانديداها چيزی در چنته نداشتند که عرضه کنند، معين هم چيز دندانگيری نداشت اما اقلأ سواد داشت، مهم ترين رقيبش هم کروبي بود که با هم وعده ی پنجاه هزار تومان عايدی ماهيانه نشان داد اصلأ نمي داند چه مي گويد
معين اما ممکن بود در آن فضا بتواند حرفي بزند آن هم به پشتگرمي جوان هايي که پشتش بودند اما به عقيده ی من به دليل تسويه حساب حکومت با منتقدان هميشگي اش که حالا احمدی نژاد دارد رهبری شان مي کند اصلأ معين را از دور خارج کردند. اين را حالا مي شود کاملأ فهميد بعد از دور شدن از انتخابات. اما معين در تمام اين مدت سرش را کرده در لاک خودش و نمي داند که حالا وقت اين کارها نيست. هيچ جا نيست و هيچ کاری نمي کند. علاقمندانش هم کاری نمي کنند که بگويند هستيم، فقط وبلاگي هستند، در وبلاگ نويسي شان هم دارند در عرض حرکت مي کنند نه در طول. فضای دنيای بيرون را نياورده اند در درون نوشته هاشان. شده اند مثل محمد قوچاني که نوشته های فلسفي-تاريخي ماهنامه ای و گاهي سالنامه ای را مي گذارد در روزنامه که به درد هيچ کاری نمي خورد الا که خودش بعدأ بزندشان به چاپ کتاب. من حالا اعتقاد پيدا کرده ام که آن دور نگه داشته شدن معين يک برنامه بوده، توهم توطئه هم ندارم اتفاقأ قطعات پازل را گذاشته ام کنار هم و به نتيجه رسيده ام، به همان اندازه ای به اين حرفم معتقدم که به سر به نيست کردن انور سادات به اسم اخوان المسلمين و به کام کمپ ديويد معتقدم (مي توانم يک مقله ی بلند و بالا برايش بنويسم با کلي ادله)
اما حالا هر چه مي گذرد مي بينم معين اصلأ خودش را بازنشسته ی سياسي- اجتماعي کرده و به جای حرف زدن و اظهار عقيده کردن غمبرک زده و گاهي با علاقمندانش يک چاق سلامتي مي کند. حالا که اسم دلارهای امريکا همه ی ممنوع الورودهای به ايران را به جنبش درآورده معين در همان ايران و با اين شانس که اسمش آلوده نشده رفته نشسته دور از ميدان. چه کسي فکر مي کرد دکتر سروش يک باره دنيای فلسفه و دين پژوهي را بريزد به هم و حالا بشود آدم مطرح سياسي حتي؟ بدبختانه هيچکس به معين نمي گويد در دنيا چه خبر است، من به اندازه ی همه ی همين وبلاگ نويس های معتبری که دور و بر معين هستند تجربه ی سر و کار داشتن با اهل دولت در ايران را داشته ام، بعضي هاشان بيخبرترين آدم های دنيا هستند، گول اسم و عنوانشان را نخوريد، بدبختي ما ايراني ها همين است که به قول نبوی رهبرانمان عقب تر از مردم هستند
خلاصه اين که آقای دکتر معين که بي رو درواسي جذابيت نداری اما در همين دنيا دارند با چهار تا حرف و فعاليت اجتماعي و سياسي آدم های هيچکاره را رنگ مي کنند مي گذارند صدر مجلس، حالا نخواستيم شما خودت را رنگ و لعاب بزني اما اقلأ يک تکاني بخور. منتظری بيايند ازت عذرخواهي کنند که چرا احمدی نژاد را به مقام رسانده اند؟ اين اسمش سياست است، مثل همان سياستي که صدام حسين به اسم امريکا و به کام جمهوری اسلامي سرنگون شد. آخر مرد حسابي چرا از اين موقعيت استفاده نمي کني که مردم را جذب کني؟ اگر قرار بر درويش مسلکي باشد همان خاتمي برایمان کافي بود. اين که شما رئيس دولت نيستي نعمتي است اين روزها، خوب يک تکاني بخور اقلأ

نظرات

پست‌های پرطرفدار