درباره ی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران

من هميشه فکر کرده ام که يک کارهايي در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ناديده گرفته شده و فقط وقتي کار به تعطيلي روزنامه ها و بيکار شدن روزنامه نگاران کشيده شده آن وقت انجمن شروع کرده است به داد و بيداد کردن. ساده ترش را که بگويم اين است که در واقع انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران با وجود اين که تجمعي از آدم های دست به قلم و چشم به رسانه های دنيا را در خودش جا داده اما هنوز از جنبه ی حرفه ای خيلي نوجوان است

اين تصوير را همين حالا که خارج از ايران هستم بيشتر و بهتر درک مي کنم و اتفاقأ به فکری که کرده ام بيشتر ايمان مي آورم. اين همه همايش های جهاني و منطقه ای درباره ی رسانه ها در دنيا دارد برگزار مي شود و هر بار که آدم مي رود به اين همايش ها مي بيند روزنامه نگاران اين طرف و آن طرف دنيا دارند خودشان و تشکيلاتشان را معرفي مي کنند. سخنراني مي کنند و از امکاناتي که در دنيا برای همين کارها تدارک ديده شده استفاده مي کنند که نشان بدهند تشکيلات آن ها زنده است و فقط ننشسته اند منتظر که يکي ازشان را بگيرند و بعد تازه بيانيه ی سياسي صادر کنند آنوقت هيچ خبری از روزنامه نگاران ايراني نيست

بدتان مي آيد يا خوش تان مي آيد اما حسين درخشان دارد با همين روش هايي که من شخصأ هم خيلي تأئيدشان مي کنم (و اين اصلأ به سبک نوشتن اش ربطي ندارد يا لااقل به من ربطي ندارد) تصوير جسورانه تری از روزنامه نگار ايراني به دست مي دهد که دارد خبر توليد مي کند از اين طرف و آن طرف دنيا، مرز هم نگذاشته برای خودش. باز هم خوش تان مي آيد يا نه اما او به معيارهای روزنامه نگاری در دنيای امروز نزديک تر است تا خيلي از کساني که سال هاست دارند قلم مي زنند اما هنوز گرفتار تابوهای اجتماعي و عقيدتي هستند. بي زحمت اگر به حسين درخشان حساسيت شخصي داريد من پسر خاله اش نيستم بنابراين اجازه بدهيد اين جا درباره ی روزنامه نگاری حرف بزنيم (در پرانتز- ضمنأ من هنوز هيچ کسي را که پسر پيغمبر باشد زيارت نکرده ام در عمرم، همه به اندازه ی کافي ايراد داريم). فعلأ هم درباره ی کار روزنامه نگاری حرف مي زنم نه چيز ديگری

خوب اين که انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران را مثلأ اصلاح طلب ها فتح کنند يا حزب اللهي ها هيچ فرقي در اصل داستان ندارد. انجمني که فعاليتش محدود شده به بيانيه دادن برای دستگيری اعضايشان و گاهي سخنراني مي گذارد درباره ی موضوعاتي که از بس درباره شان حرف تکراری زده اند ديگر تبديل شده اند به اختلاط کردن چه حاصلي دارد که به خاطرش همه بسيج بشوند که انجمن از دست نرود؟ مي دانيد وقتي روزنامه نگاران مستقل بيشتر از انجمن مي توانند حضور اجتماعي در جهان داشته باشند پس اين انجمن به چه دردی مي خورد؟ يعني مشکل اعضاء در همين وام گرفتن و تقاضای لپ تاپ و اين هاست؟

حقيقتش برای من اين است که انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران نياز دارد که بسط پيدا کند به برود و در مجامع جهاني و البته غير سياسي هم خودی نشان بدهد. هنوز خيلي از اهل روزنامه نگاری در ايران برای يک ارائه ی مطلب با استفاده از نرم افزارهای ساده آمادگي ندارند. يعني خيلي هانمي دانند اگر بنا باشد بروند و يک جايي دو کلمه حرف بزنند بايد چطور شروع کنند و چطور تمامش کنند که بشود گفت اين ها هم اطلاعاتش را دارند و هم مي دانند در دنيای امروز چطور بايد با مخاطب هم رده ی خودشان حرف بزنند که حرف شان سر از قصه گفتن درنياورد. اين ها جز با حضور در دنيا به هيچ راه ديگری ميسر نمي شود. همه اش هم موضوع پول نيست چون تا جايي که من دارم مي بينم در تمام همايش هايي که اين طرف و آن طرف دنيا رفته ام اگر ببينند آدمي هست که ارزش کاری اش برای همايش مهم است همه ی مخارجش را هم تأمين مي کنند

حرفم اين است که اسم انجمن چيز مهمي نيست چون حالا همين روزنامه نگاران دور از وطن که دارند مي روند به همايش های مختلف به اسم خودشان دارند شرکت مي کنند پس انجمن در اين موارد موضوعي نيست که بدون وجودش نشود کاری انجام داد. به نظرم اعضای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران بلاخره بايد از پوسته ی يک جمع کوچک ناشناخته دربيايند و حرف زدن در دنيا و با اهل دنيا را ياد بگيرند. خيلي هم عذر مي خواهم اگر احساس مي کنيد که در نوشته ام به کسي تعرضي کرده ام اما واقعأ داشتن يک انجمني که کاری انجام ندهد به چه درد کسي مي خورد؟

نظرات

پست‌های پرطرفدار