بخش نظرات را بستم

داشتم فکر مي کردم که راه چاره چيست، يا لااقل اگر قرار باشد خودم را تمرين بدهم برای دموکراتيک بودن راهش چيست. سه تا موضوع يادم آمد

يک وفتي قرار بود با کمک دکتر رضا منصوری يک همايش برگزار کنيم. قرارمان را گذاشتيم که همايش را مجاني و آزاد برای همه اعلام کنيم. دکتر منصوری قبول نکرد. هر چه خودمان را به اين طرف و آن طرف زديم نشد. دليلش اين بود که اگر اين همايش برای کسي مهم باشد مي آيد و هزينه اش را مي پردازد و از کاری که انجام داده استفاده مي کند اگرنه هر آدمي مي آيد و اجازه نمي دهد آن هايي که علاقه مندند و از وقت شان گذاشته اند برای اين کار استفاده کنند. بعدها متوجه شديم حرف او درست بوده. اين يک

دوم اين که هر وقت مصباح يزدی يک حرفي مي پراند به سروش در جواب نظرات او، سروش جواب مي دهد اگر ادعايت را بنويسي آنوقت مي شود در مورد آن بحث کرد وگرنه تو با آن آدم هايت که تا حرف خلاف عقيده شان را مي شنوند مي ريزند و همه جا و همه کس را مي کوبند به هم جايي برای اظهار عقيده نگذاشته ايد

وسومش که عذرخواهي مي کنم برایش. يک وقتي از قرار شايع کرده بودند که سيد جمال الدين مسلمان نيست. علت شايعه يک چيز خنده داری بوده، گفته بودند ختنه نکرده. او هم گفته بوده لابد انتظار دارند بروم کنار کوچه بنشينم و نشان بدهم که مسلمانم

من بخش نظر دادن را بستم چون دليلي نمي بينيم از اين همه ايي که به نظرم منطقي مي رسند دست بکشم و يا خودم را سانسور کنم که مبادا يک آدمي خوشش نيايد از نظراتم. خيلي لطف مي کنيد که مي آئيد و اين وبلاگ را مي خوانيد اما من روش دکتر منصوری و سروش را بيشتر مي پسندم و طبيعتأ نمي توانم بروم سر کوچه هم بنشينم. اگر نظری درباره ی نوشته هايم داريد لطفأ ايميل بفرستيد و من هم اين را مسئوليت خودم مي دانم که نظرتان را منتشر کنم

نظرات

پست‌های پرطرفدار