داستان‌های کوتاه راديويی

داستان‌های کوتاه راديويی که روزهای شنبه در وبلاگ می‌شنويد بعد از چند هفته دارد جذاب‌تر می‌شود چون سپيده يزدان کم‌کم دارد متن‌ها را برای کار راديويی پردازش می‌کند. در واقع برای شخصيت‌های داستان‌ لحن گفتاری متفاوت می‌گذارد و تازه آدم احساس می‌کند شخصيت‌های داستان چقدر به زندگی عادی شبيه هستند. منتها هم اين بخش و هم تدوين و موسيقی داستان‌ها محصول برداشت ما از آن‌هاست که ممکن است با آنچه برداشت شما از داستان است، بخصوص اگر آن‌ها را قبلأ خوانده باشيد، متفاوت باشد.



درست مثل رهبران ارکسترهای مختلف که اجرای يک اثر را ممکن است به شيوه‌ی خودشان و با تأکيدهای متفاوت رهبری کنند و اين با سليقه‌ی همه‌ی مخاطبان جور درنيايد. اين که نظرتان را بنويسيد کمک می‌کند به فهم لايه‌های مختلف داستان و اثری که ممکن است خوانش‌های متفاوت بر برداشت نهايی داشته باشد.



داستان اين هفته را که می‌شنيدم فکر کردم خيلی عاشقانه‌ست ولی از آن عشق‌های يک طرفه و البته پنهان. برای همين هم موسيقی را با همان تصوری که داشتم انتخاب کردم. خودتان که داستان را بشنويد متوجه منظورم می‌شويد. البته تأکيدهای سپيده در متن و لحنی که برای شخصيت‌های داستان انتخاب کرده بود به اين تصوير ذهنی‌ام بيشتر دامن زد. شما هم بشنويد.



فايل اول



فايل دوم



























تمام حقوق متن و ترجمه اين اثر متعلق به نويسنده و مترجم، حقوق گفتار آن به سپيده يزدان و حقوق تدوين راديويی آن به همايون خيری تعلق دارد


استفاده از اين اثر بدون اجازه ممنوع است



نظرات

پست‌های پرطرفدار