داستان‌های کوتاه راديويی

داستان‌های کوتاه که سپیده يزدان آن‌ها را انتخاب می‌کند و می‌خواند دارد تبديل می‌شود به يکی از بخش‌های قابل توجه وبلاگ که خود من هر بار با اشتياق برای تبديل کردن‌شان به کارهای راديويی می‌شنوم‌شان. خيلی هم اميدوارم باعث بشود ادبيات روز ايران را به مخاطبانی که در خارج از ايران هستند و دسترسی‌شان به تازه‌های نشر و نوشتار کمتر است فراهم کند.



حقيقتش به نظرم حيف است که از امکانات خارج از ايران که يکی‌شان همين اينترنت پر سرعت است برای معرفی اهل ادبيات در ايران استفاده نکرد.



امروز با يکی از دوستانم حرف زدم که يک کار تازه‌ای هم شروع کنيم درباره‌ی ادبيات غير ايرانی که باز هم به دليل اين سی سال محدوديت و سانسور هر چه از غير ايران شنيده‌ايم و خوانده‌ايم به انتخاب دم و دستگاه‌های دولتی بوده و تنوع آثار غير ايرانی بازار فرهنگی ما هم تابعی بوده از سن و سواد آن آدمی که بايد مهر تأيید می‌زده به ورود يک کتاب يا ترجمه‌اش به داخل ايران.



کار تصويری اين هفته را البته نگذاشتم روی وبلاگ چون هنوز بايد يک کارهايی روی آن انجام می‌دادم که از جنبه‌ی فنی قابل قبول بشود. به محض اين که درست بشود کار تصويری را هم می‌بينيد. در ضمن اگر چيزی به نظرتان می‌رسد درباره‌ی انتخاب داستان‌ها يا موسيقی يا پيشنهادی داريد برای کتاب حتمأ نظرتان را بنويسيد.



خوب داستان کوتاه اين هفته عبارت است از اشک‌های مابعدالرحمی، نوشته سينا برازجانی.



برای دانلود:



فايل اول



فايل دوم

























تمام حقوق متن و ترجمه اين اثر متعلق به نويسنده و مترجم، حقوق گفتار آن به سپيده يزدان و حقوق تدوين راديويی آن به همايون خيری تعلق دارد


استفاده از اين اثر بدون اجازه ممنوع است



نظرات

پست‌های پرطرفدار