سه هفته برای لاغرشدن - سد بيحوصلگی را بشکنيد

انتظار کشيدن از آن گرفتاری‌هايی‌ست که آدم گاهی بيخود و بيجهت برای خودش درست می‌کند. انتظار اين که يک آدمی به حرف‌های آدم گوش کند با انتظار برای اين که يک آدمی کارهای‌های‌مان را سر و سامان بدهد دو تا موضوع مختلف هستند. منتها پيدا کردن اين تفاوت گاهی يک عمر طول می‌کشد.

می‌شود يک دوست خوب پيدا کنید و برايش حرف بزنيد. یعنی می‌شود انتظار داشته باشید که گوش بدهد بهتان. ولی انتظار برای این که کاری را که خودتان بايد انجام بدهيد او انجام بدهد يعنی خودتان را از عملگرايی دور کرده‌ايد. خوب قرار نيست آدم همه‌ی کارهايش صد در صد درست باشد. اشتباه کردن جزئی از زندگی واقعی‌ست ولی همين که اشتباه‌تان را موشکافی می‌کنید و از تويش هزار تا درس می‌گيريد يعنی دفعه‌ی بعد تعداد اشتباهات‌تان کمتر می‌شود. خيال‌تان راحت که اگر آدم پيشرویی باشید و بخواهید دنيا را بيشتر تجربه کنيد باز هم اشتباهات زيادی هست که مرتکب بشوید و درس‌های بهتری ازشان بگيريد.

خوب یا تجربه کردن را انتخاب می‌کنيد و از يافته‌های تازه‌تان لذت می‌بريد و با مشکلات تازه کلنجار می‌رويد و هر روز احساس بهتری از خودتان پيدا می‌کنيد، یا می‌رويد يک زندگی يکنواخت برای خودتان درست می‌کنيد و همان راهی را که هر روز می‌رفتيد همان را می‌روید و بچه‌تان هم همان راه را می‌رود و تمام. چيز بدی هم نیست که آدم يک راه را بگيرد و برود منتها اگر خودتان انتخابش کرده‌ايد برای انتخاب‌تان به ديگران غر نزنيد. اگر ناراحت‌تان می‌کند عوضش کنید.

منتظر نباشید ديگران زندگی‌تان را عوض کنند. خودتان تغييرش بدهيد و مشکلات زندگی جديد را هم بپذيريد و از متفاوت بودن‌تان لذت ببرید. همين که خودتان را متفاوت از ديگران ببينيد و منتظر نباشید که ديگران به شما هیجان زندگی را تقدیم کنند معنی‌اش اين است که از انتظار کشیدن دست برداشته‌اید.

دنيا واقعيتی‌ست که پر از هزار جور لذت‌هایی‌ست که گوشه و کنار آن منتظرند که شما کشف‌شان کنيد. بيخود به فکر بعدها و مافيها نباشید. همين الان که زنده‌ايد از زندگی‌تان لذت ببريد. هيچکس شادابی زندگی را توی سينی برای‌تان نمی‌آورد. خودتان بايد چيزهایی را که دوست داريد توی سینی بگذاريد و از کنار هم بودن‌شان و از سليقه خودتان لذت ببريد.

همينقدر که کم و بيش سالم هستيد يعنی می‌توانيد راه بيفتيد و زندگی را تجربه کنيد.

توی کمد لباس‌های‌تان بگرديد و لباسی را که به درد ورزش کردن می‌خورد بردارید بپوشيد و از فکر اين که ديگران چه برداشتی از شما پيدا می‌کنند بيرون بياييد. کفش ورزشی‌تان را بپوشيد و راه بيفتيد. اين خودتان هستيد که باید از کاری که می‌کنيد خوشحال باشيد. لذت بردن از زندگی، با همه سختی‌هایی که ممکن است در آن داشته باشيد، يک موضوع شخصی‌ست. از خوش بودن خودتان لذت ببرید. خوشی را در درون خودتان کشف کنید.

هر وقت داريد از بيحوصلگی می‌ناليد، همان وقت تصميم بگيريد که راه بيفتيد. سد بيحوصلگی را باید خودتان بشکنيد. هيچ نيرویی جز نيروی ذهن خودتان نمی‌تواند زندگی‌تان را تغيير بدهد.

فقط 8 روز تا 17 فوريه باقی مانده. تصميم بگيريد اين 8 روز را ورزش کنيد. روحيه‌تان را با ورزش کردن تغيير بدهيد. بيخود هم منتظر معجزه نباشيد. خودتان بايد قدم به قدم به چيزی که می‌خواهيد به آن برسید نزديک بشويد. راه بيفتيد و از تلاشی که می‌کنيد لذت ببريد.

نظرات

پست‌های پرطرفدار