چرا هند به ايران حمله نمي کند؟

چرا هند که هم سلاح و هم دانشمند اتمي، و هم يک حساب تسويه نشده ی تاريخي با ايران دارد به ايران حمله نمي کند؟ تمام جواهراتي که پشتوانه ی پول ايران به حساب مي آيند حاصل غارت خزائن هند در دوره نادرشاه است، بنابراين هندی ها برای بازپس گرفتن مال و اموالشان حق دارند به ايران حمله کنند. چرا ايران به جمهوری آذربايجان حمله نمي کند؟ تمام شهرهای جمهوری آذربايجان و حتي تاجيکستان و افغانستان و ارمنستان روزگاری نه چندان دور در تملک ايران بودند. بحرين را هم اضافه کنيد. به واسطه ی نظاميه های بغداد و آثار باقي مانده از کوروش در نقاط مختلف عراق، اين کشور هم زماني خاک ايران محسوب مي شده اند. در ايالت سين کيانگ چين مسلمان ها به زبان فارسي نماز مي خوانند. سند از اين قوي تر؟ چرا به چين حمله نمي کنيم تا سين کيانگ را از چنگ خصم پليد چين خلاص کنيم؟ چرا ما از مردم مغولستان متنفر نيستيم. مگر چنگيز خان از اسرائيل آمده بوده؟ از همين مغولستان آمده بود. مغولستاني ها همين حالا هم با اسم و رسم چنگيز خان هزار ادا و اصول دارند. چرا همه اش چسبيده ايد که اسرائيل را نابود کنيم. اصلأ اين چه جور نابودی اسرائيل است که قبل از او، هم ايران و هم ايراني ها نابود شده اند؟ آنقدر که ورزشکار بدبختمان را که سال ها جان کنده تا برسد به المپيک و حاصل عمری تلاشش را ببيند وادار مي کنيم از مهمترين و آرزوئي ترين خواست حرفه اي اش دست بکشد و با ورزشکاری از اسرائيل رقابت نکند. چه بسا همان ورزشکار اسرائيلي هم از سياست بيزار باشد. ورزشکاران هندی چرا با ما چنين نمي کنند؟ مگر نادرشاه کم تحقيرشان کرده بود؟ اصلأ چرا مردم کرمان با مردم استرآباد کاری ندارند؟ آغامحمدخان قاجار از فرط درآوردن چشم مردم کرمان، از آنها پشته ساخته بوده. جا دارد دست کم به همان اندازه ای که آغامحمدخان چشم کرماني ها را درآورده حالا اهل کرمان بگردند و چشم استرآبادی ها و نسل های فعليشان را دربياورند.
اگر بيت المقدس قبله اول مسلمانان - که ما سنگ همه شان را به سينه مي زنيم – بوده و حالا حکومت ايران بايد آن مکان را پس بگيرد چرا زرتشتيان نروند لشکر و ارتشي به هم بزنند و نيايند ايران را از حکومت فعلي اش بگيرند؟ تازه معادله به نفع زرتشتيان تمايل دارد. هر چه باشد در معامله سرزمين، ميان اسرائيلي ها و فلسطيني ها پولي در کار بوده، اما اعرابي که به ايران حمله کردند نه تنها جائي را نخريدند بلکه هر چه سرراهشان بود را هم غارت هم کردند. وقتي حکومت ايران بيست و پنج سال اصرار برای قانع کردن ملتي دارد که سه هزار سال تاريخ پشت سرش است اقلأ بايد به بعضي از اين سؤالات هم پاسخ بدهد. بقيه ی مردم دنيا هم تاريخ دارند و به فرض وجود مقداری شعور مي توانند از خودشان بپرسند چرا حکومت ايران از همه طلبکار است اما به وقت بدهکار بودن هم داد و فرياد راه مي اندازد. نه اعراب و نه اسرائيل هيچ کدام نياز به حمايت ما ندارند. اصلأ نه فقط روشنفکران دنيا که نوشته هايشان بازگو کننده ی نظرشان است بلکه آدم های معمولي مثل ماها هم متعجبيم که اين چه جور مطالبه ی سرزمين فلسطين است که صاحبان اصلي اش به اندازه ی حکومت ايران آتششان تند نيست. فرض کنيم که اسرائيل نابود هم شد و زمين هايش را به فلسطيني ها دادند. اصلأ اول از همه هم به حکومت ايران گفتند بفرمائيد شما بگوئيد چه کنيم. هيچ آدم دو کلاس درس خوانده ای در همان فلسطين پيدا نمي شود بگويد شما که بيست و پنج سال است از دل يک تمدن بزرگ نتوانسته ايد دو کلمه حرف حساب در بياوريد با اين سرزمين اضافه مي خواهيد چه کنيد؟ مي خواهيد آدم بفرستيد برای زيارت خوب همين حالا هم بفرستيد. مي خواهيد نماينده بفرستيد که شهريه به طلبه ها پرداخت کند خوب همين حالا هم مي توانيد بفرستيد. مگر نماينده برای بوسني نگذاشتيد؟ مگر پول نداديد؟ مگر همين آدم هايي که در بوسني زندگي مي کنند نبودند که به محض آنکه تکيه گاه بهتری پيدا کردند طرف ايران را ول کردند؟
مي خواهيد حق را به حقدار برسانيد؟ بفرمائيد. اول حق ايران را از نفت خزر بگيريد. پول های ملت ايران را از سوريه بگيريد که زير همه ی قطعنامه های عربي عليه ايران برای جزاير سه گانه را امضا مي کند اما سفيرشان روز روشن مي گويد اگر حکومت ايران پولي به ما داده ما هم از آن ها حمايت کرده ايم. حرفي هم نمي زند که آن پول ها وام بوده اند و همين حالا هم با هر زائری که به سوريه مي رود چرخ اقتصاد سوريه يک دور بزرگ مي چرخد. چسبيده ايد به دعوای اعراب و اسرائيل. آنکه منصفانه تاريخ مي خواند مي داند که فلسطيني های زميندار تا دينار آخر پولشان را بردند در کاباره های قاهره خرج کردند که چهار تا رقاص برايشان برقصد و تا خرخره عرق بخورند. تخم لق خليج العربي را هم عبدالناصر در دهانشان شکست که حالا با پشتگرمي اين و آن خليج فارس را با همه ی جزايرش مي خواهند. اعراب چه جای دفاع دارند؟ حق باشماست! اسرائيل ماتحتش ناپاک است و دستش را در گرمای تنور امريکا و انگليس گرم مي کند، همه ی مظلوميتي را هم که هيتلر براي يهوديانشان تراشيد با کشتن غير نظاميان فلسطيني نابود کردند، اما دستکم اسرائيل رکورد دار باران ساختن از ابرها ست، آنوقت تمام کشورهای عربي دور و اطراف با همه ی خودشيفتگي شان با پان عربيسم، دارند له له مي زنند از تشنگي و حالا پول نفتشان را مي دهند تا کوه های يخي قطب را با کشتي برايشان ببرند تا آب آشاميدني داشته باشند. اعراب همين حالا در قرن بيستم هم قهرمان قهرمانانشان مي شود صدام حسين که با هلهله ی و پشتيباني اعراب، سردار قادسيه جنگ عليه ايران شد، يا مي شود بن لادن و طالبان که هر چه آثار تمدن شرقي در افغانستان بود همه را به توپ بستند. اين ها را درمجلات معتبرعلمي نوشته اند. کتابخانه های همه ی مراکز علمي دنيا پر است از همين اظهار نظرها. جز چند تائي کشور مثل کشور ما هم در هيچ کجای ديگر دنيا کتاب و نوشته ی نويسندگان و محققين را قبل از انتشار نمي دهند مميزي کنند. مي خواهيد به جامعه بشری خدمت کنيد؟ برويد پول نفت و گاز صادرتي را بدهيد به مردم ايران که مانده اند با چندرغاز عايدي که دارند خانه ی ارزان و لرزان بخرند که با هر تکاني فرو مي ريزد يا بگذارند برای خورد و خوراک چند سر عائله شان. برويد جاده ی ورامين ببينيد کل زندگي يک آدم و خانواده اش به پنجاه هزار تومان هم نمي رسد. برويد ميدان هفت تير آثار زندگي يک خانواده ای رو ببينيد که چند سالي در همان توالت عمومي ابتدای خيابان قائم مقام زندگي مي کردند. سراغ خانواده هايي برويد که همين حالا از فرط بدبختي، زندگي شان را برده اند در محل آرامگاه های خانوادگي کنار اتوبان تهران- قم در ميان مقبره های اين و آن پهن کرده اند. دلتان گرفته از کشته شدن فلسطيني ها و ظلم اسرائيلي ها؟ برويد از آقای جلال الدين فارسي بپرسيد چطور به اعتراض صاحب ملک با تفنگ پر جواب داده و آخ هم نگفته. اسرائيل اگر به قطعنامه های سازمان ملل اهميتي نمي دهد هيچ کمتر از رئيس کميته امداد نيست که مصاحبه مي کند که نه وزير رفاه را قبول داريم نه وزراتخانه اش را. تازه که هم وزير و هم وزارتخانه از همان مجلس بي رقيب رأی گرفته اند. به جای اينکه به جامعه ياد بدهيد که دنيا را از دريچه ی تواضع نگاه کنند دائم آدم های پر ادعا به جامعه ی جهاني تزريق مي کنيد؟
اگر سه هزار سال تاريخ تمدن، و هزار و چهارصد سال دينداری در ايران، نتيجه اش مي شود حکومتي که حرف بي منطق مي زند، معني اش اين است که حکومت ايران هنوز فکر مي کند زمين مکعبي شکل است و در مرکزعالم.
برای همين هم من مانده ام هاج و واج که چرا هند به ايران حمله نمي کند بلکه حکومت ايران دوباره برود به زمان نادرشاه افشار و تازه شروع به کشف عالم کند، و آنقدر برود تا برسد به اينکه زمين کروی شکل است، و مرکز عالم هم نيست.

نظرات

پست‌های پرطرفدار