جوراب حجاب ساز
اين جا در بريزبن خيلي زود هوای بهاری دارد تبديل مي شود به هوای تابستاني. البته نسبت به ايران، بايد گفت هوای بريزبن زمستان ها هم بهاريه مثل کيش. به هر حال تغيير هوا باعث شده شلوارک و شورت پوشيدن تقريبأ راه بيفتد، مثل هميشه. توی دانشگاه هم که بزرگ و کوچک و استاد و دانشجو ندارد، همه شورت و شلوارک پوش هستند. ديروز داشتم با يک فيزيکدان چيني حرف مي زدم که دائم از گرمای هوا ناله مي کرد. همان موقع ياد دکتر حسن عشايری در ايران افتادم
دکتر عشايری از آدم های بسيار باسواد در رشته ی علوم اعصاب هست. يک وقتي يک خاطره ای برايم گفت که آبرو ريزی اش برای تعطيل کردن يک دانشگاه کافي بود. مي گفت تابستان يکي از سال های اخير مسئولان يکي از دانشگاه ها (گمانم دانشگاه تبريز) برای يک کنفرانسي از ايشان دعوت کرده بودند که سخنران افتتاحيه باشد. از قرار کنفرانس هم آنقدری مهم بوده که استاندار هم برای افتتاحيه آمده بوده. هواپيما با تأخير به آن شهر مي رسد و دکتر عشايری با ساکش مستقيم به محل برگزاری کنفرانس در دانشگاه مي رود
مي گفت، با عجله داشتم از درب ورودی وارد مي شدم که نگهبان حراست گفت چون پيراهن آستين کوتاه پوشيده ای نمي توانم راهت بدهم. ظاهرأ هر چه دکتر مي گويد که چه کاره است و چرا عجله دارد و پيراهن آستين بلند هم ندارد نگهبان حاضر نشده کوتاه بيايد. دکتر عشايری به نگهبان مي گويد قيچي داری؟ طرف قيچي داشته و مي دهد به دکتر. دکتر هم جورابش را در مي آورد، نوک جوراب را مي چيند و جوراب را توی دستش مي کند. نگهبان هم که مي بيند بلاخره حجاب دکتر درست شده اجازه ی ورود مي دهد. مي گفت، همانطور جوراب به دست رفته سخنراني کرده و چون صندلي اش کنار صندلي استاندار بوده هر از گاهي هم جلوی روی خجالتزده ی استاندار، جوراب را روی دستش بالا و پائين مي کرده. اين را از خودشان بپرسيد روايت دقيق ترش را برايتان مي گويند
حالا اين گرفتاری ها که مربوط به دولت های نسبتأ عاقل تر قبلي بود. حالا که جناب احمدی نژاد رئيس جمهورمان شده ومرد علمي سال، آقای زاهدی، هم از ستاد ديه استان کرمان آمده اند و وزيرعلوم شده اند بايد ديد چه بر سراهل دانشگاه مي آورند؟

نظرات

پست‌های پرطرفدار