قديمي ها، جديد ها
ظاهرأ حدود بيست و پنج سال پيش اولين موج مهاجرت ايراني ها به استراليا شروع شده که دلايل ديني هم داشته. گروهي از آن ها به بريزبن آمده اند و آرام آرام يک جمع کوچکي درست کرده اند. بعد ها چند موج مهاجرت ديگر هم رخ داده و گروه های ايراني ها را به دو دسته ی ديني و غير ديني تقسيم کرده که البته جز در بعضي موارد کوچک با هم سر و کار زيادی هم ندارند. حالا در سه - چهار سال اخير يک موج جديدی از مهاجران که عمدتأ برای تحصيل و اقامت به استراليا آمده اند رخ داده
آن گروه های قديمي مشکلشان اين است که حالا با بچه هايشان که بزرگ شده اند نمي توانند درباره ی ايران حرف بزنند چون نه چيزي از ايران مي دانند، نه فارسي مي نويسند و مي خوانند، و البته به سختي هم فارسي حرف مي زنند، و نه اصولأ مسائل ايران برايشان مهم است. ولي اين موج جديد هم فارسي مي دانند و هم وقايع ايران برايشان مهم است اما حرف و نظرهای سياسي شان با قديمي ها اساسأ فرق دارد
قديمي ها که سال هاست در اينجا بوده اند از فرط انزوا و ترديد تا به حال کاری به جديدها نداشته اند، کمکي هم به آن ها نکرده اند که خط و ربط زندگي در اينجا چطور است، و جديدها خودشان کورمال کورمال هر بار يک چيزی از محيط زندگي شان را فهميده اند و به همديگر خبر داده اند. اما حالا يکباره قديمي ها متوجه شده اند که تعداد جديدها زيادتر شده و دارند کم کم برای خودشان اسمي پيدا مي کنند برای همين هم چند باری ازشان دعوت کرده اند که بيائيد مثلأ گوشه ای از کارهای جمع ايراني را بگيريد. اما حالا که جديدها به هزار گرفتاری دارند خودشان راه مي افتند حاضر نيستند وارد جمع قديمي ها بشوند
مثل يک اتفاق بيولوژيکي يک گروه دارند تمام مي شوند و يک گروه تازه دارند ظاهر مي شوند

نظرات

پست‌های پرطرفدار