ما بي معرفت ها
من فكر ميكنم داريم بي معرفتي ميكنيم در مورد حسين درخشان كه از بسته شدن وبلاگش هيچي نميگيم ، يعني بي معرفتي كرديم كه ننوشتيم. به تحقيق همه ماهايي كه وبلاگ مي نويسيم مديون فكر و كش و تقلاي اون بوديم و اين از سر بي معرفتيه كه اونقدر در اين مورد چيزي ننوشتيم تا بلاخره خودش به زبون اومد و بهمون گوشزد كرد. من به سهم خودم از حسين درخشان عذرخواهي ميكنم و براي اينكه دينم رو بهش ادا كنم از همه كساني كه پيدا وپنهان باعث مسدود شدن وبلاگ سردبير خودم شدن ميخوام اين وبلاگ و همه اونهاي ديگه رو از مسدود شدن دربيارن و به نامه او كه ميتونه نامه بسياري ديگر هم باشه پاسخ مثبت بدن.
اين اخلاق منزجر كننده رو كه بلد نيستيم از كسي كه بخاطرمون زحمت كشيده تشكر كنيم بايد فتيله اش رو پايين بكشيم. ميخواستم بگم از بين ببريمش ديدم اينقدر اين اخلاق در همه ماها ريشه دوانده كه مگر خودمون رو بكشيم كه از دست اخلاق هاي عجيب و غريبمون راحت بشيم.
جايزه برای خبرنگاران علمی
اگر اهل نوشتن در مورد مسايل مربوط به آب هستيد می تونيد مقاله تون رو به آدرسی که ميدم بفرستيد و 500 دلار جايزه به اضافه هزينه کامل رفت و برگشت به سنگال برای شرکت در همايش جهانی آب در مارس 2004 رو دريافت کنيد. آدرس اينه:
Water Supply & Sanitation Collaborative Council )WSSCC)
International Environment House
Chemin des Anemones 9
1219 Chatelaine, Geneva,
Switzerland
بشتابيد که غفلت موجب پشيمانی ست. بخصوص برای ما ايرانی ها که درباره آب حرف های زيادی داريم.
شکر خدا دستمان که به سياست نمی رسد. دستکم شايد به علم- اگر اجازتی فرمايند- برسد.
اندك اندك
مي تونيد موافق نباشيد ولي من فكر ميكنم روزي كه بلاخره مشكلات سياسي ايران به نفع هر فرقه و گروهي حل بشه تازه اون مشكلاتي كه ديده نميشدن يواش يواش به چشم ميان. مثلا” بايد هر چه خونه و خيابون ساخته شده همه رو از نو ساخت، چون هر چه ساخته شده باسمه اي بوده. فاتحه طبيعت هم كه خونده شده و احتمالا” بايد گنجشك هم وارد كنيم. حالا طبيعت پيشكش، با اين فرهنگ اجتماعي درهم ريختمون چه كنيم؟ چطور ميشه وظيفه شناسي رو ترويج كرد در حالي كه همين الان هم خودمون از شنيدنش خنده مون ميگيره. من معمولا” يك راننده اي رو توي خط ونك مي ديدم كه براي جريمه نشدن بخاطر كمربند ايمني يك چيزي از همون كمربند درست كرده بود كه كجكي مثل حمايل مي انداختش دور گردن وشكمش. به هيچ جايي هم وصل نبود. از ماشين كه پياده مي شد كمربندش هم به گردنش آويزون بود. اين تازه خنده دارش بود گريه آوراش بيشترن.
من روزي نيست كه توي استراليا از خودم نپرسم آخه ما چي از اينا كمتر داريم و هر بار مي بينم كم كه نداريم زيادي هم داريم. باور كنيد دارم به اين نتيجه ميرسم كه ما از زياد داشتننه كه گرفتاري داريم. يك روزنامه نگاري استراليايي به من مي گفت احتمالا” توي خونه ي هر ايراني رو كه يك متر گود كنن به نفت مي رسن، بهش گفتم همينه كه بدبختمون كرده.
تعطيلات پولساز
معمولا” در ايران، روزهاي تعطيل هيچكس براي خريد روزنامه به خودش زحمت از خانه بيرون رفتن رو نميده -گرچه اين يكسال گذشته به خاطر فعاليت روزنامه نگاران ميشه جمعه ها هم روزنامه پيدا كرد- ولي احتمالا” روزهاي جمعه روزنامه خريده نشده زياده. اما اينجا در استراليا كاملا” برعكسه يعني روزهاي شنبه و يكشنبه همه سر و دست مي شكنن براي روزنامه خريدن و هر تازه واردي رو تشويق مي كنن كه روزهاي تعطيل حتما”روزنامه بخره. دليلش اينه كه آگهي هاي كار و بهترين مطالب روزنامه ها توي تعطيلات آخر هفته منتشر ميشه. من در اين مدت كوتاهي كه اينجا هستم تقريبا” آخر هفته ها رو با ولع به روزنامه خوندن مي گذرونم. دو نكته جالب هم پيدا كردم ، اول اينكه هر هفته دستكم يك مطلب از ايران دارن و دومي هم اينه كه يك كاريكاتوريست عرب توي همين بريسبن هست كه تقريبا“ يك خط در مييون درباره وضع ايران كاريكاتور مي كشه و البته همه شخصيت ها رو به شكل عرب ها رسم مي كنه، چرا؟ نمي دونم........
اشعار آهنگ هاي معروف
توي اين لينك هاي كنار صفحه يكيشون هست كه روي اون نوشته شده
LYRICSDOT
به رنگ آبي و زرد. توي اون مي تونيد اشعاري رو كه در آهنگ هاي غربي ميخونن پيدا كنيد گاهي براي راه افتادن زبان انگليسي همراهي كردن با آهنگ ميتونه مفيد باشه.
براي روزنامه نگاران علمي
سيزدهمين كنفرانس جامعه روزنامه نگاران محيط زيست
از 10 تا 13 سپتامبر در نئورلئان امريكا برگزار ميشه و نكته
جالب اون حضور دو روزنامه نگار علمي ايراني-امريكايي در بين سخنرانانه
Emillia Askari و Jim Motavalli
هر دو ايراني هستند ولي جيم از بچگي ايران رو ترك كرده
و اميليا از نوجواني ولي علاقه زيادي به مسائل محيط ايران دارن.
من بي پول هم به كنفرانس دعوت شدم كه عجالتا“ مشغول حسرت خوردن هستم.
براي روزنامه نگاران جوان
دانشگاه ملي استراليا يك بورس روزنامه نگاري علمي براي اونهايي كه در كار نوشتن علمي هستند اختصاص داده كه اگر دوست داريد مي تونيد سري به سايتش بزنيد. كليك كنيك
اگر اطلاعات بيشتري خواستيد به من ايميل بزنيد.
آخر دنيا
فكر نمي كنم حتي در روستاهاي ايران هم فضاي عمومي روستا به يخزدگي شهرهاي استراليا باشد. شور زندگي يا به عبارت بهتر دست و پا زدن براي زندگي در ايران به مراتب بيشتر از استرالياست گرچه اينجا همه چيز در نهايت آرامش و آسودگيه اما ظاهرا چند ماهي وقت لازمه تا بشه به آرامش اينجا عادت كرد. من در شهر بريسبن كه مركز ايالت كوئينزلند در شرق استرالياست فعلا زندگي مي كنم.



















